الشيخ أبو الفتوح الرازي
43
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
حاشا ! بل دوست مىدارى ( 1 ) دنيا ( 2 ) . و رها مىكنى ( 3 ) آخرت ( 4 ) . رويهاى آن روز تازه [ 17 - ر ] . به خداى خود نگران . و رويهاى ( 5 ) آن روز ترش . مىداند ( 6 ) كه بكنند به او داهيه ( 7 ) . پرگست ( 8 ) ! چون برسد به چنبر گردن ( 9 ) . و گويند كيست فسون كننده ؟ و گمان برد كه ( 10 ) فراق است . پيخته شود ساق به ساق . با خداى تو ( 11 ) آن روز راندن . نكرد باور و نه نماز كرد . و لكن دروغ داشت و پشت بركرد . پس برفت به اهل خود و پشت مىبركشيد . تهديد و وعيد باد ( 12 ) تو را . و پس وعيد باد تو ( 13 ) را . مىپندارد آدمى كه رها كنند او را مهمل . نبود آبى از آب پشت كه بيرون آرند !
--> ( 1 ) . مىدارى / مىداريد . ( 4 - 2 ) . آج را . ( 3 ) . مىكنى / مىكنيد . ( 5 ) . آج : رويها . ( 6 ) . آج : مىدارند . ( 7 ) . آج عظيم . ( 8 ) . آج : حاشا . ( 9 ) . آج : به جان كندن . ( 10 ) . آج آن . ( 11 ) . آج : بود . ( 13 - 12 ) . اساس : او ، با توجّه به آج تصحيح شد .